|
داوود جهان پناه David Jahanpanah
طراحـ و گرافیستـــ Graphic Designer
|
من: گیتار من... ای عزیزی که تمام احساسات درونی من رو فریاد میزنی و با نوای دلنشینت دردهای مردی تنها را میبری تا به گوش یگانه عشق پرپر شدهام برسانی؛ دوست دارم برایت درد دل کنم، دوست دارم در آغوشت بگیرم، دوست دارم سیمهای جادویت را نوازش کنم تا با طنین زیبای خود به فضای تاریک اتاق کوچک قلبم نور بتابانی و همه چیز را روشن کنی؛ سپس با تو همراه شوم تا صدای خستهام را یاری کنی: (..::چی بخونم جوونم رفته صدام رفته دیگه / گل یخ توی دلم جوونه کرده :: تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم / ای شکوفه توی این زمونه کرده::..) من را ببخش اگر گاهی که خسته و غبار گرفتهام با انگشتان بیرحمم بر تو میکوبم و تو مظلومانه دردهای مرا فریاد میکنی. چقدر تو را دوست دارم وقتی نوای زیبای رمانس خود را زمزمه میکنی. گیتار: سی سی سی / سی لا سل / سل فا# سل / سل لا سی / می می می / می ر دو /... . من: جوانی، عشق، کودکی، گذشتهها، ... . اینا رو میگی، مگه نه؟ گیتار: ما چرا مینوازیم؟ ما چرا میخونیم؟ ما چرا میشماریم؟ ما چرا میزنیم؟ مگه نه اینکه میگن ساز زدن حرومه؟ من: کی گفته ساز زدن حرومه؟ آخه مگه اونکه حروم کرده خودش ساز زده که حروم میکنه؟ عزیزم... نوازش تو برام مثل عبادته. مثل پرستیدن تو میمونه. نوای دلنشین فلامینکوی تو را نمیتوانم ترک کنم. مالگنیا، راسکادو، آواز ماتادورها... آتش نوای فلامینکوی تو دل هر آدمی و هر موجودی را روشن میسازد و مرغ پر بستهشان را از قفس آزاد و در باغ زیبای پر از کندلوسها وحشی رها میکند تا با ریتمهای تو به رقص بایستند و با کفهای هماهنگشان تو را همراهی کنند... و من از اینها خشنود میشوم. گیتار: ولی تو که از دردهای من خبر نداری. من: خبر دارم... خیلی هم خوب خبر دارم. میدانم که همیشه در صدای جادوییات نغمههای دل شکسته نیز وجود دارد. ولی از سخاوت تو هر چه بگویم کم گفتهام که همیشه غمهایت را پنهان میکنی تا دیگران از نوای دلنشینت لذت ببرند. دوست دارم بنوازم... از سر عشق، از سر شوق و همیشه بخوانم:
4/4 (C)یک شب گرم تبالود، آمدی از شهر باران(G) (F)ناگهان از هر جوانه(G)، (F)گل برآمد چون بهاران(C) (C)ای تو از نسل بهاران، ای امید سبزهزاران(G) (F)ای صدایت پاک و معصوم(G)، (F)چون سرود چشمهساران(C) (C)ای نگاه تو همیشه(G)، (F)مثل دریا بیکرانه(C) (C)ای بلند گیسوانت(G)، (F)خوشترین شعر شبانه(C) (Am)ای نامت در زمانه(Em)، (Am)گشته در خوبی فسانه(Em) (F)کرده اینک در دل من(G)، (F)آتش عشق تو خانه(G) (Am)ای نامت بر لب من(Em)، (Am)معنی خوب سرودن(Em) (F)خوشترین ایام عمرم(G)، (F)لحظههای با تو بودن(G) ان(C) + نوشته شده در 87/05/11ساعت 19:31 توسط داوود جهان پناه | در ادامهی مطلب یکی از مجموعههای تصویرسازیم رو میبینید. موضوع تصویرسازی، مصور سازی یک کتاب کودک هشت صفحهای بوده. داستان مربوط به پسربچهی علاقهمند به نقاشیه که نقاشیهاش خوب از آب درنمیاومده و هر دفعه راه حلی پیش میگرفته تا اینکه بالاخره... . رنگآمیزی با استفاده از گواش بوده و یکی از خصوصیاتش استفاده از نقوش گلیم در پس زمینه بوده که با رنگآمیزیهای متنوع فضای نقاشیگونه کودکان را ایجاد کرده است. از دیگر خصوصیات طراحی کاراکتری متفاوت میباشد. (به ادامهی مطلب مراجعه نمایید)
ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/10ساعت 11:24 توسط داوود جهان پناه | تعدادی تصویرسازی زیبا و گلچین اثر تصویرسازان توکا نیسانی، امید ابراهیم، افشین سبوکی، هلنا شین دشتگل، هلاله خدّامی، مریم شیخی، میلاد شاهجانی، آزاده احمدی، سیامک تکلو و شمیم ولیان. از سایت عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات در ادامه مطلب...
ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/09ساعت 16:45 توسط داوود جهان پناه |
ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/08ساعت 13:22 توسط داوود جهان پناه |
به مناسبت انتشار 100 ميليون نسخه از آثار پائولو كوئليو، پائولو نمايشگاهي مجازي در وبلاگ خود برگزار كرده است و از تمام خوانندگانش دعوت مي كند تا عكس خودش را در حالي كه كتاب محبوبش از پائولو كوئليو را در دست دارد، مستقيم به ايميل جیمیل بفرستد تا در وبلاگ كوئليو قرار گيرد. براي مشاهده اين نمايشگاه، به نشاني اینجا مراجعه كنيد. براي اينكه تصاويري را كه تا به حال ارسال شده ببينيد، به نشاني اینجا سري بزنيد. لطفا نام و مشخصات خود و اگر پيامي داريد، پيام خود را به انگليسي بنويسيد. + نوشته شده در 87/05/05ساعت 21:49 توسط داوود جهان پناه |
لوگوی اول (بسمالله) برای فراخوان مسابقهی بسمالله طراحی شده است. و لوگوی دوم (محمد) در کارگاه یک روزه با موضوع محمد و فرهنگ ایرانی (جهت استفاده در پوستر) طراحی شده است. + نوشته شده در 87/05/05ساعت 20:44 توسط داوود جهان پناه | کاوه گلستان سال 1329 به دنيا آمد. او که از نوجوانی به عکاسی می پرداخت، يکی از نخستين عکاسان خبری ايرانی بود که نامش در سطح جهان مطرح شد.مراسم بزرگداشت کاوه گلستان، خبرنگار عکاسی که در گرماگرم جنگ آمريکا عليه عراق در حوالی اربيل بر اثر انفجار مين کشته شد، عصر روز چهارشنبه بيست و هفتم فروردين در موزه هنرهای معاصر برگزار شد. در اين مراسم که عده کثيری از دوستان و علاقه مندان کاوه گلستان حضور داشتند چند تن درباره او سخن گفتند و در پايان فخری گلستان، مادر کاوه از حضار تشکر کرد. چشمان تيزبينی که آن نقطه مرگبار را نديد! روزنامه همبستگی ، ۵ تير ۱۳۸۲ (در ادامه مطلب...) ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/05ساعت 19:37 توسط داوود جهان پناه |
چند تصویر انتزاعی در ادامه مطلب... ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/02ساعت 21:59 توسط داوود جهان پناه |
زمانی که جوان بودم ، مثل همه جوانها مذهبم هنر بود، هنر بزرگ، اما با گذشت سالیان متوجه شدم که هنر به ان مفهومی که تا پایان1800 داشت دیگر اخرین نفسها را میکشد ومحکوم به فناست وفعالیت به اصطلاح هنری، با تمام فراوانیش جز نمود شکلهای متنوع احتضار هنر نیست.مردم روزبروز از نقاشی،تندیس سازی و شعر بیشتر فاصله میگیرند و. نسبت به انها سردترو بی اعتنا ترمیشوند.انسان امروز،به عکس انچه که در ظاهر وانمود میشود،روح و جانش معطوف به چیزهای دیگر است:ماشین،اکتشا فهای علمی،ثروت، سلطه بر نیروهای طبیعت و چنگ اندازی بر زمینهای سراسرجهان.دیگر ما،مانند مردم سده های گذشته،احساس نیاز حیا تی و معنوی به هنر نمی کنیم . درمیان ما بسیارند کسانی که هنوز هنرمند و دلمشغول هنراند اما اینده انان وجه تشابه اندکی با هنر حقیقی دارد و بیشتر ناشی از روحیه تقلید،دلتنگی برای سنتها،بی تحرکی،عشق به خودنمایی و تجملات،کنجکاوی روشنفکرانه و پیروی از جریانهای باب روز و حسابگری است. این عده هنوز از سر عادت و سنوبیسم در گذشته نزدیک زندگی می کنند اما اکثریت در تمام محافل[هنری]فاقد عشق راستین نسبت به هنرند و به ان،دست بالا،به عنوان سرگرمی اوقات فراغت چیزی تزیینی می نگرند. در اینده نسل های جدید عاشق مکانیک و ورزش که صادق تر،کلبی مسلک تر و خشن تراند هنر را به عنوان چیزی نا مفهوم و یادگاری بیهوده از گذشته در موزه ها و کتابخانه ها رها خواهند کرد. در چنین احوالی تکلیف هنرمندی چون من که اینده نزدیک را به روشنی می بیند،چیست؟تغییر حرفه دادن بسی دشوار و از نظر مالی خطرناک است.بنابراین جز دو راه پیش پای امثال من نمی ماند:خوشگذراندن و پول دراوردن. وقتی هنر دیگر خوراک بهترین ها نباشد،هنرمند می تواند برای بیان استعدادش به انواع هوسها و فانتزی ها و همه شگردهای شارلاتان بازی روشنفکرانه دست یازد.مردم دیگر در هنر در پی تسلا و خلسه نیستند.اما ظرفا،پولدارها ،تن اساها و همه انهایی که ذات وجود را می چلانند در پی چیزهای تازه،غیرعادی،بدیع،عجیب و غریب و جنجال برانگیزند من از دوره کوبیسم و بعد از کوبیسم این اقایان و اقایان منتقدان را به هرچیز غیرمعمول و غیرعادی که به سرم میزد ارضا کرده ام و هر چه کارهایم را کمتر فهمیده اند بیشتر انها را ستوده اند.و من این خل و چل بازیها،این دوز و کلک ها،این معماهای لاینحل و اسلیمی بازیها را که باعث تفریحم می شوند انقدر ادامه دادم که خیلی زود به شهرت رسیدم.شهرت هم برای نقاش به معنای فروش تابلوها،موفقیت، کسب درامد و ثروت است. امروز،همانگونه که مطلعید،مشهور و پولدارم.اما وقتی با خودم تنها می شوم شهامتش را ندارم که خود را هنرمند به مفهوم عتیق ان بدانم. نقاشان بزرگی بودند جوتو،تیسین،رامبراند و گویا.اما من فقط یک دلقک عمومی ام که زمان خود را شناخته ام و تا انجا که در توانم بوده است بلاهت،خودپسندی و حرص واز همعصرانم را تسکین داده ام. اعتراف دردناکی است،دردناکتر از انچه بتواند به تصور در اید،اما ارزشش در این است که اعترافی صادقانه است. تعداد از آثار گلچین پابلو پیکاسو در ادامه مطلب قرار دارد... ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/02ساعت 21:34 توسط داوود جهان پناه |
ادامه مطلب + نوشته شده در 87/05/02ساعت 20:59 توسط داوود جهان پناه |
نوشتارهای پيشين
16 آذر سبزنسل سوم؛ بد شانس ترین نسل ایران هنر تاريك Dark Art عاشقشم... گرافیتی چیست؟ گرافیك محیطی چیست؟ جلد سی دی یا فلش کارت؟ مساله این است... چهار تفاوت نقاشے و گرافیک چند توضیح سبز و رنگین دیگر... مقاله: انتخابات و تبلیغات انتخاباتے در ایران |
|
|
|